کتاب دختری که از چنگ داعش گریخت (The Girl Who Escaped ISIS) تنها روایت فریدا از اسارت در چنگ داعش در مورد وحشتِ زندانی شدن توسط جنگجویان داعش نیست. او زندگی تحت سلطهی حکومتی را توصیف میکند که خود را “نژاد برتر" میداند. این کتاب تصویری از دنیایی که حکومت داعش برای مردم عراق و سوریه درست کرده است را نمایش میدهد.
فریدا خلف (Farida Khalaf) در این کتاب به بیان داستان غمانگیز خود در زمان اسارت و بردگی در دست عناصر بیرحم داعش پرداخته است. او پس از اینکه به شدت مورد تجاوز قرار گرفته، چندین ماه از سوی عناصر داعش خرید و فروش میشد تا اینکه توانست با چند دختر دیگر از چنگال داعشیها فرار کند و خود را به اردوگاه پناهندگان برساند.
در بخشی از کتاب دختری که از چنگ داعش گریخت میخوانیم:
فاجعه روز پانزدهم ماه آگوست 2014 اتفاق افتاد. تا زمانی که زنده هستم هرگز نمیتوانم آن روز را فراموش کنم. مثل همهی روزهای دیگر ماه آگوست شروع شد؛ با طلوع آفتاب زیبا، خانوادهام به افتخار پافشاری روی ایمان و عقیده خودشان روی پشت بام در حال عبادت بودند. کمی بعد از آن، آنها را دیدم؛ سیزده ماشین که به سمت روستای ما میآمدند. آن وانتهای زهوار در رفته اعراب نبودند، بلکه ماشینهای جدید با تجهیزات نظامی پیشرفته بودند. ماشینها پر از نیروهای داعش با لباسهای سیاه بودند. از وحشت فریاد زدم. این ترس به کل خانه انتقال یافت و پدرم هم متوجه شد. داد زدم: «دارن میآن. اونا دارن میآن.» گریه میکردم و میگفتم: «دارن میآن مارو بکشن.» مادر و برادرانم هم کمی بعد همراه من با وحشت شروع کردند به گریه کردن. مادرم پرسید: «واقعاً؟ اونا رو دیدی؟» - آره اونا از سمت موصل دارن میان. عین اوناییان که تو تلویزیون دیدیم.
نقد و بررسی
هیچ دیدگاهی هنوز نیست.