یاغی
۱۴۰,۰۰۰ تومان ۱۰۵,۰۰۰ تومان
یاغی :: اُگوست استریندبرگ :: جواد عاطفه::
کتاب یاغی، اثر جاودانۀ آگوست استریندبرگ، یکی از شاهکارهای کمتر شناختهشدۀ ادبیات نمایشی جهان، حالا به فارسی منتشر شده است.
::
📖 **درونمایۀ کتاب:
*یاغی *روایتگر داستان انسانی است که در حاشیۀ جامعه جای گرفته و با قوانین و هنجارهای آن در ستیز است. استریندبرگ، با قلمی توانا و نگاهی ژرف، روان شخصیتها را میکاود و تنشهای درونی آنان را به تصویر میکشد. این اثر، آینهای است از تقابل فرد با جامعه، عشق با تنهایی و آزادی با محدودیت.
استریندبرگ در این اثر، با نگاهی عمیق و روانکاوانه، تنشهای درونی این شخصیت و تقابل او با جامعه را به تصویر میکشد. نمایشنامه سرشار است از دیالوگهای قدرتمند، تعارضهای انسانی و نگاهی تیزبینانه به ماهیت انسان است.
::
🌿 چرا این کتاب را بخوانیم؟
– نخستین ترجمۀفارسی: این اثر ارزشمند برای نخستین بار است که به فارسی ترجمه و منتشر میشود.
– روانکاوی شخصیتها: استریندبرگ، استاد بیهمتای واکاوی روان آدمی، در این نمایشنامه نیز هنر خود را به نمایش گذاشته است.
– تضادهای انسانی: نمایشنامه به شکلی هنرمندانه، تضاد میان فرد و جامعه، عشق و نفرت، و آزادی و اسارت را به تصویر میکشد.
– فضاسازی نمادین: ترکیب واقعیت و نمادگرایی، مخاطب را به دنیایی پر از ابهام و ژرفا میبرد.
::
🌟 این کتاب برای که نوشته شده است؟
– دوستداران تئاتر کلاسیک و ادبیات نمایشی
– علاقهمندان به روانشناسی شخصیت و تعارضهای درونی
– کسانی که به دنبال کشف آثار ناب و کمتر شناختهشدۀ نویسندگان بزرگ هستند
::
| سال انتشار |
1403 |
|---|---|
| تعداد صفحات |
85 |
یوهان اُگوست استریندبرگ (۱۸۴۹ – ۱۹۱۲) را «شکسپیر معاصر»، «پدر تئاتر مدرن»، «نابغهٔ دیوانه»، «استاد مسلم درامنویسی قرن بیستم»، «زنستیزترین مرد تمام دوران»، «مبتکر و پیشرو تمامی ابداعات در تئاتر معاصر»، «چهرهٔ درخشان ادبیات جهان» و… نامیدهاند. مردی غیرعادی، تقریباً همیشه ناراضی و همواره در مبارزه با بیماریهای روانی!
شاعر و نویسندهای که یکی از ارکان مهم درام مدرن شناخته میشود و بسیاری از آثارش همچون پدر (۱۸۸۷)، قویتر (۱۸۸۸)، دوشیزه جولی (۱۸۸۹)، بهعنوان آثار کلاسیک و مدرن ادبیات دراماتیک محسوب میشوند.
اریک بنتلی، منتقد تئاتر، دربارهٔ شناخت و تفسیر استریندبرگ و آثارش مینویسد: «زندگینامهٔ او سندی بزرگ است، و اعترافی بزرگتر… از اینجا است که دریافت ما از استریندبرگ آغاز میشود.»
استریندبرگ زمانی طولانی از عمر شصتوچندسالهاش را مبتلا به اسکیزوفرنی و پارانویا بود. جنونی که تمام زندگی و آثارش را تحتالشعاع قرار داده بود. او سالها با نهادهای اجتماعی همعصر خود بر سر تعریف خاصی که ازخانواده و عملکرد آن داشت، درگیر بود و بارها هم بهخاطر نظرات جنجالی در مقالات، داستانها و نمایشنامههایش به دادگاه احضار شد. استریندبرگ خانواده را «مسافرخانه»ای میدانست
که در آن «میتوان مجانی خورد و خوابید. فقط همین.» او خانواده را «کانون همهٔ فسادهای جامعه» میدانست؛ جایی که زنان «گوشهنشین تنآسای» در آن پناه گرفتهاند و «زندان اعمال شاقه» برای پدر خانواده و «جهنم» برای کودکان ساختهاند.
او خیلی پیشتر از سارتر از جهنمی صحبت به میان میآورد که در بُعدها و دنیای ناشناختهای وجود ندارد. استریندبرگ ایمان دارد که «جهنم دیگران هستند» و در اندیشهای فراتراز اندیشهٔ اگزیستانسیالیستی سارتر، معتقد است: «دوزخ بر روی همین زمین است و انسان از آن رهایی نمییابد، مگر با تحمل رنجی که از شرارت خودش و شرارت دیگران بر سرش میآید.»



دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.