مرگ یک خردهبورژوا
فرانتس ورفل، در سال 1890 در پراگ، قلمرو سلطنتی بوهمیا، در یک خانوادهی ثروتمند چشم به جهان گشود. او نمایندهی اکسپرسیونیسم (سبکی پر از استعاره، نمادین همراه با لحن چکشی) بوده و یکی از نویسندگان دویچتبار یهودی است که کتابهایش توسط حزب نازی، در سال 1933 سوزانده شد. از میان آثار وی میتوان به «مقتول مقصر است»، «چهل روز از موسی داغ» و «سرود برنادت» اشاره کرد.
***
فیالا، افسر گارد امنیتی امپراتوری اتریش، مقامش را پس از جنگ جهانی اول از دست داده است. نگرانی او از آیندهی خانواده، اجازه نمیدهد شعلهی حیاتش -علیرغم نزدیکشدن مرگ- خاموش شود. او میخواهد خانواده را که نماد دنیای در حال فروپاشی است، نجات دهد.
ملکوت خداوند در بوهمیا (تراژدی یک پیشوا)
فرانتس ورفل در سال 1890 در پراگ، قلمرو سلطنتی بوهمیا، در یک خانوادهی ثروتمند چشم به جهان گشود. او نمایندهی اکسپرسیونیسم و یکی از نویسندگان دویچتبار یهودی است که کتابهایش توسط حزب نازی در سال 1933سوزانده شد. از میان آثار وی میتوان به «مقتول مقصر است»، «چهل روز از موسی داغ»، «مرگ یک خردهبورژوا» و «سرود برنادت» اشاره کرد.
***
ورفل در بستر جنگ پانزدهسالهی هوسیتها و صلیبیها، سقوط روحانی پروکوپ را به تصویر میکشد. اگرچه گرایشهای مذهبی در برابر تهدیدات زمانه به یاری انسان میآید اما همزمان میتواند ذهن یک پیشوا را دچار تعارض کند و اینگونه است که پروکوپ کبیر به هیولایی تبدیل میشود که حتی خواهر خود را به تیغ شمشیر میسپارد.

